الحاق سوره های کوچک به بعضی از آیات

الحاق سوره های کوچک به بعضی از آیات

تاثیر دیدن و بینایی بر تلاوت

تاثیر دیدن و بینایی بر تلاوت

تنظیم آهنگ و لحن سوره ضحی

تنظیم آهنگ و لحن سوره ضحی

تنظیم لحن و آهنگ سوره زلزال

تنظیم لحن و آهنگ سوره زلزال

تنظیم لحن و آهنگ سوره انشراح

تنظیم لحن و آهنگ سوره انشراح

اقسام ابتدا ( قسمت دوم )

✳️ ۳⃣ کامل‌ترین تقسیم بندی را ابن جزری مطرح نموده، و ابتدا را همچون وقف، به اقسام تام، کافی، حسن و قبیح تقسیم نموده است.

👈 بر مبنای این نظریه، ابتدای تام شروع از کلمه‌ای است که با ما قبلش به هیچ صورت وابسته نیست؛ یعنی نه وابستگی معنوی دارد و نه رابطه لفظی.
به عبارت دیگر، هرگاه وقف بر کلمه‌ای تام باشد، ابتدای از ما بعد نیز تام خواهد بود. مانند:👇

📖 « … وَ جَعَلُوا أَعِزَّهَ أَهْلِها أَذِلَّهً* وَ کَذلِکَ یَفْعَلُونَ » ( سوره نمل – آیه ۳۴ )

♦️ ابتدای کافی هم، شروع از کلمه‌ای است که از جهت لفظ به ما قبلش وابسته نیست، اما ارتباط معنوی زیادی با قبل از خود دارد. و به عبارت دیگر هرگاه وقف بر کلمه‌ای کافی باشد، ابتدای از ما بعدش نیز کافی خواهد بود. مثل:👇

📖 « أُولئِکَ عَلی هُدیً مِنْ رَبِّهِمْ* وَ أُولئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ » ( سوره بقره – آیه ۵ )

♦️ اما ابتدای حسن از مواضعی است که ارتباط لفظی و معنوی با ماقبل دارد، ولی دارای مفهومی مفید و صحیح می‌باشد. مانند:👇

📖 « … فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَکَهُمْ فِی ظُلُماتٍ لا یُبْصِرُونَ》( سوره بقره – آیه ۱۷ )

👈 در این آیه، وقف بر بِنُورِهِمْ وقف حسن است، که در صورت اضطرار جایز می‌باشد، اما ابتدای از ما بعد جایز نیست، لذا از« ذَهَبَ اللَّهُ » شروع می‌کنیم و به این صورت پیوند جمله را حفظ می‌نماییم، ولی با توجه به وجود ارتباط لفظی بین این کلمه و ماقبلش، ابتدای از آن حسن نامیده می‌شود.

♦️ و در نهایت، ابتدای قبیح، شروع از کلمه‌ای است که موجب بی معنا شدن کلام می‌گردد و یا به مفهوم مراد خلل و آسیب می‌رساند. موارد ذیل از این قبیل است: 👇

📖 « … بِالْهُدی فَما رَبِحَتْ تِجارَتُهُمْ … » ( سوره بقره – آیه ۱۶ )

📖 « … ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ … » ( سوره بقره – آیه ۱۷ )

📖« … إِنَّ اللَّهَ فَقِیرٌ وَ نَحْنُ أَغْنِیاءُ … » ( سوره آل عمران – آیه ۱۸۱ )

📖« … إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ … » ( سوره مائده – آیه ۷۳ )

📖 « … نَحْنُ أَبْناءُ اللَّهِ وَ أَحِبَّاؤُهُ … » ( سوره مائده – آیه ۱۸ )

🔙🔖همان گونه که در اول بحث گفتیم، تلاوتگر در بعضی مواضع ناچار به ابتدای قبیح می‌شود، اما باید سعی کند که تا حد ممکن از کلماتی که موجب بیان مفهومی نادرست می‌گردد شروع نکند، بلکه بهترین و شایسته‌ترین موضع را برای ابتدا انتخاب نماید.

تقسیم بندی وقف و ابتدا (۱)

در خلال فصل های گذشته مهم ترین تقسیم بندیهایی که توسط علمای وقف و ابتدا مطرح شده است، مورد ارزیابی و نقد و تحلیل قرار گرفت و نقاط قوت و ضعف هر یک بیان شد. اکنون برآنیم تا طرحی جدید پیشنهاد کنیم، که ضمن در برداشتن نقاط مثبت طرح های گذشته، کاستی های آن ها را نداشته باشد.

🔻در این تقسیم‌بندی، اصول ذیل را مورد ملاحظه قرار داده‌ایم:

✅ ۱⃣در نام گذاری و تقسیمات وقف و ابتدا، از اصطلاحات متقدمان استفاده کرده، از زیاده روی در تفکیک اقسام مختلف پرهیز نموده‌ایم، و فقط به جهت ضرورت یک قسم بدان افزوده‌ایم.

✅ ۲⃣برای هر یک از اقسام وقف و ابتدا، قلمرو و محدوده‌ای منطقی و مشخص در نظر گرفته و تعاریفی جامع و مانع برای هر یک آورده ایم، تا هر یک از انواع به راحتی از یکدیگر متمایز گردند.

✅ ۳⃣در این تقسیم بندی وجوه مختلف اعرابی و تفسیری مورد نظر نیست.
هر چند در موقع تعیین مصادیق و همچنین به هنگام علامت‌گذاری مواقف در قرآن، به ناچار باید وجوه مورد اشاره ملاحظه گردد.

✅ ۴⃣ اقسام و تعاریفی که خواهد آمد، هم برای وقف و هم برای ابتدا کاربرد دارد، و حکم هر یک با توجه به مبانی مورد نظر که در فصل اول کتاب بدان پرداخته شده است، به روشنی بیان می‌گردد.

♻️ اما قبل از ورود به بحث اصلی، توضیحی در خصوص جملات، در زبان عربی لازم به نظر می‌رسد: اصل در جمله آن است که کلامی مستقل بوده، و ربطی به جایی نداشته، باشد. و به عبارت دیگر محلی از اعراب نداشته باشد.
در قسمت بعد در مورد جملاتی که محلی از اعراب ندارند ، توضیح خواهیم داد.

تنفس صحیح و حالت صحیح بدن

تنفس صحیح با حالت صحیح بدن رابطۀ مستقیم دارد. در این حالت انرژی در بدن بدون برخورد به مانع جریان می‌یابد. بنابر‌این در حالت صحیح، بدن برای تنفس مجبور به تلاش زیادی نیست و تنفس، راحت و روان انجام می‌گیرد. در حالت صحیح، بدن بدون تلاش و بکارگیری نیرو، افراشته است.
در حالت افراشته، بدن در حالی که صاف و‌‌ کشیده و متعادل است، سفت و بی تحرک نیست، به عبارتی الاستیک، نرم و ارتجاعی است. چانه آویخته به فک بالاست. سربالای قفسۀ سینه و درست در وسط شانه‌هاست، نه متمایل به جلو یا عقب، و نه متمایل به راست یا چپ است. ستون فقرات- بخصوص در ناحیه مهره‌های گردن کشیده است. شانه ها راحت، و به این خاطر دست‌ها سنگین و به دلیل نیروی جاذبه، به طرف زمین آویزان هستند. لگن خاصره در یک چرخش بسیار نامحسوس به گونه‌ای به طرف جلو متمایل است که از خمیدگی در ناحیۀ کمر کاسته شده و مهره‌ها دراین ناحیه نیز کشیده احساس می‌شوند. پاها صاف اما نه سفت بلکه درناحیه زانوها بسیارنرم و قابل تحرک باقی می‌مانند. به دنبال نرمی زانوها و کشیدگی مهره‌ها در ناحیۀ کمر، لگن خاصره سفت و محکم نگاه داشته شده نیست بلکه به ستون فقرات آویزان است. توازن بر روی‌ هر دوپا برقراراست و آنها بر روی ‌زمین باهم موازی و به اندازۀ لگن ‌ازهم فاصله دارند.
مسلما قرار دادن بدن در این حالت، در آغاز برای فردی که به حالت نادرست بدن خود عادت کرده باشد بسیار سخت و دشوارخواهد بود، اما در جریان تمرین‌های ورزشی مناسب، با آزاد شدن تدریجی بدن از تنش‌ها و بازیابی قدرت و اندازۀ طبیعی ماهیچه‌ها، حالت صحیح بدن به عادتی نو بدل گشته و جای‌عادت کهنه و نادرست می‌نشیند. در حالت صحیح سر نه راست نگاه داشته شده، بلکه سبک بر روی ستون مهره‌ها نشسته است، شانه‌ها محمد حداد:
آزاد و ستون مهره‌ها کشیده و الاستیک است و لگن خاصره نگاه داشته شده نیست بلکه آویخته به ستون فقرات است. در نمونۀ زیرحالت افراشته و صحیح بدن با حالت نادرست آن مقایسه شده است.

پژوهشی در وقف و ابتداء – بخش چهارم

? پژوهشی در وقف و ابتداء
? بخش چهارم

? توقیفی یا اجتهادی بودن مواقف قرآن‌

یکی از موضوعاتی که در رابطه با وقف و ابتدا در قرآن کریم مطرح شده این است که آیا مواقف قرآن توقیفی است یا اجتهادی؟
? « توقیفی » در اصطلاح بمعنای آنچه شرع معیّن نموده است و کسی حق کم و زیاد کردن آن را ندارد و امکان دخالت رأی، در آن نیست.
? « اجتهادی » در اصطلاح بمعنای آنچه که بر اساس علم و درایت شخصی و تشخیص فرد حکم شود .

تأثیر بسیار زیادی که وقف و ابتدا در معنا و مفهوم آیات می‌گذارد، موجب طرح این موضوع و ادعای توقیفی بودن مواقف قرآن شده است .
برخی بر این عقیده اند که صحابه رسول خدا چنان که قرآن را از پیامبر فرا می‌گرفتند، موارد وقف در آیات را نیز می‌آموختند.

روایاتی نیز از پیامبر اکرم صلّی اللّه علیه و آله و سلم نقل شده است که از وصل آیات رحمت به آیات عذاب و بالعکس نهی فرموده است. همچنین روایت شده است که رسول خدا صلّی اللّه علیه و آله و سلم در هنگام قرائت بر رأس آیات وقف می‌فرموده است.
تمامی شواهد فوق بر این مطلب دلالت دارد که رسول گرامی اسلام صلّی اللّه علیه و آله و سلم نسبت به این موضوع اهتمام و حساسیت فوق العاده‌ای داشته‌اند .

از سوی دیگر مسلم است که پیامبر صلّی اللّه علیه و آله و سلم پس از دریافت وحی از طریق جبرئیل امین، آیات را بر مسلمانان قرائت می‌فرموده است، و تعداد زیادی از آنان به حفظ آیات قرآن مبادرت می‌ورزیده‌اند. به یقین قرائت پیامبر به گونه‌ای بوده است که مفهوم مورد قصد باری تعالی را افاده نماید، و صحابه نیز با توجه به تأکیدات آن حضرت، نسبت به این موضوع عنایت لازم را داشته، براساس تعلیم پیامبر، قرائت قرآن را به شاگردان و فراگیران پس از خود می‌آموختند .

با توجه به موارد مذکور، نمی‌توان هر اجتهادی را در تعیین مواقف قرآن پذیرفت، و به قول برخی از علمای قرائت یا اعراب بسنده کرد، بلکه باید با توجه به مستندات روایی صحیح و اقوال تفسیری مورد وثوق نسبت به شناخت مواقف اقدام نمود .

البته ذکر این نکته بی‌مناسبت نیست که برخی از اهل قرائت یا اعراب، از روی اجتهاد و برای تفنّن، مواقفی را جایز شمرده‌اند، که بنابر رأی اکثر علمای وقف و ابتدا، امری ناپسند و غیر موجه می‌باشد و احتراز از آن لازم است.

موارد ذیل نمونه‌هایی از این گونه مواقف هستند:
?… فَمَنْ حَجَّ الْبَیْتَ أَوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ* عَلَیْهِ أَنْ یَطَّوَّفَ بِهِما … ( بقره – ۱۵۸ )
? … وَ اعْفُ عَنَّا وَ اغْفِرْ لَنا وَ ارْحَمْنا أَنْتَ* مَوْلانا فَانْصُرْنا عَلَی الْقَوْمِ الْکافِرِینَ ( بقره – ۲۸۶ )
? … ثُمَّ جاؤُکَ یَحْلِفُونَ* بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِیقاً ( نساء – ۶۲ )
? فجاءَتْهُ إِحْداهُما تَمْشِی* عَلَی اسْتِحْیاءٍ قالَتْ إِنَّ أَبِی یَدْعُوکَ … ( قصص – ۲۵ )
? … فَانْتَقَمْنا مِنَ الَّذِینَ أَجْرَمُوا وَ کانَ حَقًّا* عَلَیْنا نَصْرُ الْمُؤْمِنِینَ ( روم – ۴۷ )
? … یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ* بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ ( لقمان – ۱۳ )

علما چنین مواردی را وقف تعسّف نامیده‌اند و برخی از آنان رأی بر حرمت چنین کاری داده‌اند.
? « تعسّف » به معنای به بیراهه رفتن و انجام کار بدون تدبیر است.
عنایت و اهتمام دانشمندان در شناخت قواعد این علم، و تعلیم و تعلّم مواقف و مبادی در آیات کریمه قرآنی، بدان پایه بوده است که بعضی از ائمه قرائت به کسی اجازه قرائت یا تعلیم قرآن نمی‌دادند، مگر زمانی که مواضع وقف و ابتدا را بداند.

پژوهشی در وقف و ابتداء – بخش سوم

? پژوهشی در وقف و ابتداء
? بخش سوم

? معنای ترتیل و رابطه آن با وقف و ابتدا

پیامبر گرامی اسلام صلی اللّه علیه و آله و سلم و مؤمنان، طبق آیه شریفه « وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا » ( مزمل – ۴ ) مأمور به رعایت ترتیل در قرائت قرآن شده‌اند .

در معنای ترتیل دو گونه روایت از طرق مختلف به ما رسیده است :
برابر روایت اول، از امیر مؤمنان علی علیه السلام در خصوص معنای ترتیل در آیه فوق سؤال شد. ایشان در جواب فرمودند: «ترتیل، رعایت محلهای وقف و تلفظ صحیح حروف است».
شایان ذکر است که فقیه بزرگوار شیعه، شهید اول ، و بسیاری از علمای پس از او، این روایت را به رعایت قواعد تجوید و وقف و ابتدا تفسیر نموده‌اند .

اما در روایت دوم راوی می‌گوید: «از امام صادق علیه السّلام در مورد کلام خداوند عزّ و جل،« وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِیلًا »، سؤال نمودم، فرمودند: امیر مؤمنان (که درود خدا بر او باد)در این باره فرمود: قرآن را روشن و واضح تلاوت کن، نه مثل شعر، سریع بخوان و نه مانند شن پراکنده‌اش ساز …».
به نظر می‌رسد در این گفتار، امام با تمثیلی زیبا و گویا، اهمیت ادای صحیح کلمات در قرائت قرآن، جداسازی جملات از یکدیگر و نیز رعایت پیوستگی کلام در داخل هر جمله را گوشزد می‌فرماید .
اندکی توجه به ساختار لفظی آیه شریفه مذکور و تأمل در روایات فوق، و همچنین نگرش عمیق به هدف و رسالت دانش وقف و ابتدا، جایگاه والای این علم را آشکار می‌سازد .
نظم بدیع کلام الهی و تأثیر وقف و ابتدا در آن‌
بدون شک یکی از مهمترین وجوه اعجاز قرآن، نظم غریب و چینش اعجاب برانگیز الفاظ و عبارات آن است، و قاری قرآن موظف است به گونه‌ای تلاوت نماید که این هماهنگی و نظم، دچار خلل و آسیب نگردد .

نکته قابل توجه این است که در حالی که اکثر علمای قرائت، رعایت قواعد وقف و ابتدا را به جهت تحسین قرائت لازم شمرده‌اند و حتی برای مواردی که وقف و یا ابتدای نادرست، موجب تغییر در مفهوم کلام گردد، حرمت شرعی قائل نشده‌اند ، بسیاری از فقهای تیزبین شیعه حد وجوب و استحباب شرعی برای آن تعیین نموده‌اند .

مراجع عظام در بیان مستحبات قرائت نماز، قرائت به ترتیل و وقف بر فواصل آیات را مستحب شمرده ، عدم رعایت ترتیل را چنانچه عمداً انجام شود و باعث بر هم خوردن موالات در قرائت گردد، موجب ابطال نماز دانسته‌اند.

در پایان این بحث، تأثیر وقف و ابتدا را در نظم آیات قرآن با ذکر مثالی روشن‌تر می‌کنیم. فرض کنیم سوره مبارکه «فاتحه الکتاب» بدین ترتیب قرائت شود: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ* الرَّحِیمِ الْحَمْدُ* لِلَّهِ رَبِّ* الْعالَمِینَ الرَّحْمنِ* الرَّحِیمِ مالِکِ* یَوْمِ الدِّینِ إِیَّاکَ* ….
چنین شیوه‌ای در قرائت، به یقین آیات قرآن را از اسلوب قرآنی خارج و نظم آن را مختل می‌سازد، در حالی که کوچکترین تغییری در کلمات، ایجاد نشده است.

مطالبی در خصوص صفات حروف

صفات حروف دو نوع اند :
صفات ذاتى و عارضى

صفات ذاتی
برای تمام حروف ده صفت ذاتی می باشد که پنج صفت ضدّ پنج صفت دیگرند . بنابراین هر حرف بیش از پنج صفت ندارد .

۱ ـ شدّت : یعنی سخت اداء شدن .
۲ ـ رخوت : یعنی نرم و سست اداء شدن .
۳ ـ استعلا : یعنی میل ببالا نمودن .
۴ ـ استفلا : یعنی میل بپائین دادن .
۵ ـ اصمات : یعنی سنگین اداء شدن .
۶ ـ اذلاق : یعنی به آرامی اداء کردن .
۷ ـ جهر : یعنی بلند خواندن .
۸ ـ همس : یعنی آهسته خواندن .
۹ ـ انفتاح : یعنی باز نمودن دهان .
۱۰- اطباق : یعنی طبق نمودن زبان

?????????


اینک شرح آنها :
?شدت : یعنی هر حرفی که هنگام اداء شدن از غایت شدت سدّ محل می کند و تا زبان ازمحل برداشته نشود صوت خارج نشود که تعداد آنها هشت حرفند و عبارتند از : ء ب ت ج د ط ق ک . ودر سه جمله خلاصه می شود : « قطب ، جد ، اکت » و بقیه حروف تماماً « رخوه » می باشند .
?استعلاء: یعنی طلب بلندی کردن و در موقع تلفظ دهان پر می شود . تعداد آنها هفت حرفند و عبارتند از: خ ص ض ط ظ غ ق و بقیه حروف تماماً صفت استفلا دارند .
?اذلاق : بمعنی تیزی و سبکی است که بسرعت از محل خود اداء می شود و تعداد آنها شش حرفند که عبارتند از ب د ف ل م ن و بقیه حروف صفت اصمات را دارند .
?همس : بمعنی آواز خفیف و بی جوهر را گویند و تعداد آنها ده حرفند و عبارتند از : ت ث ح خ س ش ص ف ک ه و بقیه حروف صفت جهر دارند .
?اطباق : بمعنی طبق کردن و گود کردن زبان هنگام تلفظ می باشد که فقط چهار حرفند و عبارتند از :
ص ض ط ظ و بقیه حروف صفت انفتاح را دارند .
????
و اما صفت عارضی :
یعنی صفتی که جزء و ذات حروف نیست و دانستن آنها لازم است تعداد آن چهارده حرف و بشرح زیر می باشد .
۱ ـ قلقله : یعنی جنبانیدن حرف .
۲ ـ صفیر : یعنی صوت .
۳ ـ لین : یعنی نرم اداء نمودن .
۴ ـ مخفیه : یعنی آهسته و پنهان .
۵ ـ انحراف : یعنی منحرف نمودن .
۶ ـ تکریر : یعنی تکرار حرف .
۷ ـ نبّره : یعنی اظهار همزه
۸ ـ تفّشی : یعنی پاشیدن حرف .
۹ ـ استطال : یعنی طلب درازی کردن .
۱۰ ـ نفخ :یعنی دمیدن .
۱۱ ـ بحّه : یعنی فشار در گلو .
۱۲ ـ غنّه : یعنی صوتی که از بینی خارج میشود .
۱۳ ـ اشباع : یعنی سیر نمودن حرف .
۱۴ ـ اماله: یعنی دهان را میل ببالا نمودن .
?اینک شرح صفت عارضی:
?قلقله : یعنی جنباندن و حرکت دادن زبان از محل حرف ، بدین معنی که هر حرفی را که بخواهیم اداء کنیم به محض رسیدن زبا ن به محل حرف اداء می شود ولی قلقله تا زبان از محل حرف برداشته نشود و صوت خارج نگردد حرف اداء نمی شود و این تکان کوچک که باعث شنیدن جزئی صدای کسره می شود و مستلزم اکمال اداء حرف است قلقله نام دارد فقط پنج حرف این صفت را دارند و عبارتند از ق ط ب ج د و در دو جمله خلاصه می گردد : « قطب جد » .
?صفیر : بمعنی صوتی است که از درز دندانها خارج میشود و دارای سه حرف است و عبارتند از : « ص س ز »
?لین : بمعنی نرمی صوت است که حروف ی و واو ساکن ما قبل مفتوح میباشد که در موقع تلفظ به نرمی ادا می شود .
?مخفیّه : یعنی آهسته و پنهان گفتن است که چهار حرف میباشد : « ه . ا . و . ی »
?انحراف : یعنی منحرف شدن زبان بطرف جلو و کام بالا و مخصوص دو حرف است : « ل ، ر »
?تکریر : عبارتست از تکرار حروف در محل خود و آن مخصوص حرف ( ر ) میباشد و باید خفی و ریز انجام گردد نه آنکه آنقدر درشت و آشکار باشد که چند ( ر ) شنیده شود .
?نبره : مخصوص همزه می باشد که در حال سکون عارض میشود و باید کاملاً ظاهر گردد .
?تفشی : یعنی پاشیده شدن حرف در دهان و آن مخصوص « ش » می باشد .
استطلال : یعنی طلب درازی کردن در محلّ خود مخصوص حرف « ض » می باشد .
?نفخ : یعنی دمیدن است که مخصوص حرف : ( ث ـ ف ) می باشد .
?بحّه : یعنی گرفتگی و خفگی صوت است هنگام ادا شدن و مخصوص حرف ( ح ) می باشد که باید در موقع تلفظ در گلو فشار داده شود .
?غنّه : عبارت از صوتی است که در سوراخ بینی پیچیده می شود و آن مخصوص حرف ( م ) و ( ن ) میباشد .
?اشباع : سپر کردن حرف می باشد مثل : جآؤ ، فآؤ ، لهُ
?اماله : در تجوید اماله مخصوص یک کلمه می باشد : مجریها ( در سوره هود ) الف میل به فتحه و سپس میل بکسره می کند و دهان باز می شود .

توضیحاتی در خصوص تقلید از استاد منشاوی و غلوش – استاد احمد ابوالقاسمی

توضیحاتی در خصوص تقلید از استاد منشاوی و غلوش – استاد احمد ابوالقاسمی

  • صفحه 1 از 41234


صلوات شمار آنلاین